پایگاه اینترنتی آینده پژوهی

نیمه خالی آینده پژوهی: یک دیدگاه واقع گرا برای جامعه ایرانی

یک دیدگاه واقع گرا برای جامعه ایرانی

2,003

 


نویسنده: علی زارع میرک آباد (دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران)

نیمه خالی آینده پژوهی: یک دیدگاه واقع گرا برای جامعه ایرانی
 

 

چکیده:

تفکر درباره آینده ممکن است به
شیوه های مختلفی گسترش یابد. اما به وضوح بسیار متنوع و متغیر است و به نظر می رسد
فرهنگ، موضوعات مورد بحث، سبک و ایدئولوژی حتی آن را از هم گسیخته تر کنند. “آینده
پژوهی ” (
FS) به عنوان زیر مجموعه این فعالیت بزرگتر، به
خاطر هفت باور غیر علمی تضعیف کننده، در راه رسیدن به موفقیت به شدت با مشکل مواجه
شده است که این هفت باور عبارتند از: آینده پژوهی یک رشته دانشگاهی است، آینده
گرایان به علوم عمومی می پردازند، آینده گرایان اساسا “آینده نگر”
هستند، آینده پژوهی کاری را انجام می دهد که هیچ کس دیگر انجام نمی دهد، آینده پژوهی
به طور کلی درک شده و قدردانی می شود، آینده پژوهی ثابت است، و اینکه آینده پژوهی یک
اجتماع (جامعه علمی) است. این رشته در جامعه ما ایران از این مشکلات مبرا نیست و
علاوه بر آن در دوران طفولیت خود به سر می برد در نتیجه آسیب پذیر تر است. آینده
پژوهی برای رسیدن به جایگاه شایسته خود در دهه های آتی می بایست، یک دیدگاه مشترک
و بسیار بازبینی شده را انتقال دهد، بر تمام شش دسته هدفمند (مخصوصا یکپارچگی و
پرسمان) تاکید کند، سیستم اطلاعات جهانی موثقی را ایجاد کند (و آن را به کار
ببرد)، در مؤسسات پیشگام حضور آکادمیکی را برقرار سازد، با مخالفان غافل آینده
نگری مبارزه کند، برتری های چندگانه ای را ایجاد کند، به آموزش و بکارگیری “حرفه
دوم” بپردازد و از بودجه کافی برای این مورد اطمینان حاصل کند. این اقدامات
برای ایجاد هرگونه اجتماع “آینده پژوهی” هدفمند لازم است.

۱٫
مقدمه

در چهار دهه اخیر یا بیشتر، یک
شبکه کوچک اما با پیوند کم تفکرات آینده نگر ایجاد شده است. در دهه ۶۰، شرایط برای
تفکر درباره علایق عمومی مهیا بود و جامعه آینده جهان (
WFS)، فوتوریبل، آنچه که بعدا فدراسیون جهانی
آینده پژوهی (
WFSF) شد، و کمیسیون
بسیار مشهور (
US) در سال ۲۰۰۰ آغاز به کار کردند. شوک آتی
آلوین تافلر در سال ۱۹۷۰ موج فزاینده ای را به خود جلب کرد و مفهوم جنبش را تحقق
بخشید. در سال ۱۹۷۲، گزارش “
محدودیتهای رشد” کلوب روم درست قبل
از بحران انرژی سال ۱۹۷۳ منتشر شد که به یک دهه بحث و گفتگو عقلانی شدید درباره
محدودیتهای طبیعی، مدلهای جهانی و منابع جایگزین انرژی منجر شد. در سال ۱۹۸۰، بزرگترین
گردهمایی آینده نگران، با ۵۵۰۰ نفر حضار، شامل۱۱۵۰ ارائه دهنده، با همکاری
WFS و انجمن کانادایی آینده پژوهی در تورنتو
برگزار شد. در آن زمان، اعضای
WFS تقریبا ۶۰۰۰۰
نفر بود و
CAFS به تنهایی
کنفرانس موفقیت آمیزی را دوره زمانی بین سالهای ۱۹۷۹-۱۹۷۷ ، هم در کینگستون و هم
در اوتاوا برگزار می کرد که حدود ۷۰۰ شرکت کننده را جذب کرده بود. از این زمان اوج
به بعد،
CAFS در اواسط دهه ۸۰ کاملا از بین
رفت، اعضای کنونی
WFS کمتر از نصف
اعضای آن در زمان اوجش است و حضار انجمن عمومی
WFS کمتر از یک چهارم حضار آن در تورنتو است. برای
چندین سال، اعضای
WFSF بین ۷۰۰-۶۰۰
نفر باقی مانده است (در اوایل دهه ۹۰ یکی از عوامل آن بیان داشت که تنها یک سوم
اعضا حق عضویت خود را پرداخت می کنند).

 

آینده پژوهی (FS) زمانی حرفی برای گفتن داشت. چه بر سر آن
آمد و چرا؟

قرن حاضر، زمان مناسبی برای نگاه
به گذشته است، به وقتی که کار را شروع کردیم، به جایی که الان هستیم،
“ما” چه کسی هستیم، به کجا باید برویم و چگونه باید به آنجا برسیم.

۲٫
آینده
پژوهی به صورت ایده آل: هفت باور غیر علمی تضعیف کننده

بسیاری از آینده نگران تا حدی آرمان
گرا هستند، به جامعه بهتر و دنیای بهتر امیدوار هستند و فکر می کنند کارشان تلاش
برای رسیدن به آن هدف است. این آرمان گرایی به صورت رویا گرایی مطلق نیست، اما آنقدر
گسترده و پیشرفته است تا درک واقعیت تفکر آتی و نحوه تغییر آن را غیر عادی جلوه
دهد. عقیده رایج درباره آینده نگران و آینده پژوهی، تا حد زیادی یا کاملا بی اساس
است. باورهای غیر علمی می توانند تأثیر مثبتی داشته باشند، و اگر به نفع تفکر آینده
و ایجاد موجودیتی از “آینده پژوهی” باشند، در آنها تردید نخواهم کرد. با
این وجود، باورهایی که درباره آینده پژوهی دیده ام، تضعیف کننده هستند، و تا حد
زیادی به این خاطر است که آینده خطا رفته است. حداقل هفت باور، مانعی بر سر راه پیشرفت
سازنده هستند.

۲٫۱
“آینده
پژوهی، یک رشته
 است”

عضویت در یک گروه حرفه ای معتبر،
قانونی و در حال رشد، راحت است. و لذا گفته هایی که “آینده پژوهی یک رشته
است”، به صورت اعلامیه و اغلب با ضمیمه غیر مستند اینکه یک “رشته در حال
رشد” است، مطرح می شوند. هرگز کسی را ندیده ام که با این دو شاخص اصلی ذکر
شده در بالا مخالف باشد، که عضویت به شدت در حال کاهش سازمان و حضار کنفرانس در
حال کاهش هستند. هرگز هیچ اعلامیه ای درباره “رشته” ندیده ام که با
تعریف “رشته” و اینکه آیا
FS از
لحاظ میزان سرگشتگی، کیفیت و انسجام به این معیارها نزدیک است یا نه، حمایت شود
.
این امر زیانبخش است، زیرا اگر فکر کنیم به مقصد رسیده ایم یا می رسیم، دیگر
تلاش نخواهیم کرد تا به آن برسیم.

۲٫۲
“آینده
نگران علوم جامع دارند”

برخی از آینده نگران، در تفکرات
خود جامع و چند رشته ای هستند، مخصوصا بهترین های آنها. اما اگر کمی دقیقتر نگاه
کنیم، مشخص می شود که تعداد کمی از آینده نگرها مشتاقند و می توانند آزادانه در
بین تمام یا حتی اکثر رشته های دانش فعالیت کنند. بلکه آنها در یک یا چند بخش یا رشته
(به طور کلی، فناوری، موضوعات اجتماعی، موضوعات زیست محیطی، یا روشهای انجام کار)،
یک سبک یا روش خاص و یا یک مخاطب خاص (تجاری، نظامی، اقتصادی، اصلاح طلبان
اجتماعی) تخصص دارند. دنیا روز به روز در حال پیچیده تر شدن است، بنابراین این
تخصص کاملا قابل درک است. اما برای خواندن توصیفات خاص یک آینده نگر خوب، احساس
شخص فوق العاده ای را به دست می آورد که به قله های همه رشته ها دست یافته و دقیقا
ایده های درست را نشانه رفته و تمام بارهای عقلانی را به دوش می کشد.

۲٫۳
“آینده
نگران، اساسا آینده نگر هستند”

این یک فرضیه پنهانی است که هرگز
روشن نشده است، به عنوان مثال در بیانیه وندل بل (درباره این موضوع به
“اجتماع آینده نگران…” مراجعه کنید) که بیان می کند، “بله، ویرجینیا،
آینده نگران وجود دارند، و البته ما خیلی خوب می دانیم آنها چه کسانی هستند و چه
کسانی نیستند”. متاسفانه، این مساله ساده نیست. در واقع تعداد کمی آینده نگر
تمام مدت وجود دارد که خودشان را در اصل “آینده نگر” می دانند. اما اکثر
آینده نگران، “آینده نگران ثانوی” هستند و در اصل کار دیگری دارند (یک
جامعه شناس، فیزیکدان، طراح کسب و کار، سیاستمدار، روزنامه نگار)
 که
این امر به خاطر آموزش، اقتضای شغل و مرجحیت ها است. شواهد درست در جلو راهنمای
WFS است، یعنی جاییکه از افراد می خواهند هویت
خود را شرح دهند.  در نسخه ۹۶-۱۹۹۵، کمتر
از ۱۲% آنهایی که در فهرست قرار دارند، “آینده نگر” ذکر شده اند. یک
آینده نگر تنها کسی است که بگوید یک آینده نگر است یا این چنین به نظر برسد. در
سراسر جهان نظریه خیلی خوبی نداریم که آینده نگران چه کسانی هستند و بسیاری از
آنهایی که در مقام آینده نگر فعالیت می کنند، نمی دانند که آینده نگر هستند و از
این عنوان اجتناب می کنند.

۲٫۴
“آینده
پژوهی کاری را می کند که بقیه انجام نمی دهند”

باور غیر علمی FS به صورت یک رشته مجزا، بیشتر در تصورات
“مجلات آتی” عنوان می شود که معمولا به آنها
آینده، پیش بینی
(نخستین بار در سال ۱۹۹۹ توسط نسخه قبلی آینده توسط کولین بلکمن استفاده شد)،
فصلنامه
تحقیق آینده
(
WFSفوتوریبل(پاریس) و پیش بینی
فناوری و تغییر اجتماعی
اسکیزوفرنی هارولد لینستون گفته می شود (که مورد اخیر،
موضوعات خاص را با مقالات آینده نگران برجسته با تعداد زیادی تحقیقات کوچک فن
سالاری ترکیب می کند که توسط محققان عملیاتی و اقتصاد دانانی انجام گرفته است که
کوچکترین نظریه یا نگرانی درباره آینده نگری ندارند. اگر به مجلات آینده نگری دیگر
و همچنین مجله بسیار مشهور
 WFS، آینده نگر، نگاهی بیاندازیم متوجه
تعداد زیادی از کمکها می شویم که اغلب آنها را افرادی را ارائه کرده اند که مشخصا
غیر آینده نگر هستند. گاهی اوقات این کمکها مفید هستند، اما اغلب اینگونه نیست. آیا
می توان مجلات علوم اجتماعی را متصور شد که در آنها اکثر کمکها آشکارا توسط افراد
غیر علوم اجتماعی هستند؟ یا مجلاتی در رشته های دیگر؟ بنابراین چگونه تمایز قائل
می شویم که چه چیزی در داخل است و چه چیزی در خارج؟ چه چیزی “آینده نگر”
است  و چه چیزی نیست؟ نگاه کردن به چند
مجله راحت است و بدان معناست که با “رشته” آشنایی داریم. اما این مجلات
خالص نیستند، و ستاره های بسیار بیشتری در کهکشان آتی وجود دارند. فقط باید
دنبالشان بگردیم.

 

۲٫۵
“خارجی
ها،
FS را درک کرده و
تقدیر می کنند”

وندل بل مقاله خود درباره “اجتماعی
از آینده نگران …” را با بیان این مطلب آغاز می کند که حملات غیر آینده
نگری ناآگاهانه به آینده نگران، “به نظر می رسد که اخیرا کمتر از قبل شده
است”. در تجربه من هیچ کاهشی در این حملات به چشم نمی خورد، که معمولا دسته
کم اهمیت آینده نگری را تشکیل می دهند و گاهی اوقات به آلوین تافلر و جان نایسبیت
(مشهودترین آینده نگر در ایالات متحده) به صورت نماینده اشاره می کنند. یک مورد
مهم حمله آینده نگری، در گزارش اخیر تحقیق سیاست بانکی دنیا درباره
صنایع
باتجربه
است که در آن نویسندگان “خوش بین هستند زیرا صنایع با تجربه یک
خیال پردازی آینده نگری نیست”. یک شاخصی که آینده نگران عموما نامشهود یا
حقیر هستند، عدم حضور در هزاره های اخیر منتشر شده توسط مجلات خبری اصلی ایالات
متحده است. هر ماه با دو سه تا از این حمله ها برخورد می کنم. هیچ نظری ندارم که
آیا این “بالا” یا “پایین” یا نوک کوه یخی است یا تقریبا همه
آن است.  اما اگر این مساله ادامه یافته و
فراگیر شود، یعنی همان چیزی که از آن می ترسم، هرگونه پیشرفتی در آینده پژوهی به
تاخیر خواهد افتاد. دامنه تصاویر نامطلوب آینده نگری در میان افراد حرفه ای و عموم
مردم، و اینکه آیا در حال رشد یا کاهش است، با تحقیق انجام گرفته توسط یک دانشجوی
فارغ التحصیل قابل اندازه گیری است. اما این تحقیق انجام نگرفته است.

 

۲٫۶
FS ثابت است”

به طور گسترده مفروض است که آینده
پژوهی کم و بیش موجودیت ثابتی هستند، که افراد و سازمانهای مشابه، یک سری موضوعات
را مورد توجه قرار می دهند. اما در زمانی که بسیاری از صنایع و موسسات در حال
تبدیل گسترده هستند، احتمال اینکه آینده پژوهی ثابت باقی بمانند کم است. من به طور
خلاصه چهار تغییر اصلی طی دهه های اخیر را متذکر می شوم: کاهش تهدیدهای احتمالی
عمومی، کاهش نگرانیهای نگهداری (برای آن زمان)، پیدایش اینترنت و افزایش چشمگیر
کسب و کارها و بخش خصوصی.

۲٫۷
FS یک اجتماع است”

تمرکز اصلی تحقیق وندل بل در این
موضوع، بحث درباره این است که اجتماعی از آینده نگران وجود دارد و اینکه این از بر
هم گسیختگی و پیچیدگی کمتری به­نسبت رشته های توسعه یافته قدیمی تر برخوردار است
که بل آنها را از هم پاشیده می داند. پاسخ من این است که اجتماعات زیادی از آینده
نگران وجود دارد، که تا حد زیادی با هم هم پوشی دارند، اما تفکر آتی هم در راستای
گرایش عقلانی عمومی نسبت به از هم گسیختگی قرار دارد. البته اگر ۱۰۰۰۰ جامعه شناس
را با ۱۰۰ آینده نگر با آگاهی یک فرد با هم مقایسه کنیم، بیشتر می توانیم این
واپاشی را ببینیم. اما اگر ۱۰۰۰۰ آینده نگر در جهان باشند (همانطور که ممکن است
کاملا طبق تعریف حقیرانه باشد)، تنها برخی از آنها شناخته شده هستند، و می توان
استدلال کرد که آینده نگران از هم گسیخته تر از جامعه شناسان هستند که حداقل می
توانند یکدیگر را شناسایی کنند، زیرا اکثر آنها در دانشگاه ها کار می کنند. به
علاوه، جامعه شناسان یک فرآیند کم و بیش معمول اجتماعی شدن را طی می کنند، تا
اینکه حداقل وقتی دکتری می گیرند مفاهیم، روشها و اسطوره های مشترکی را داشته
باشند. بسیاری از آینده نگران دکتری ندارند، و وقتی دکتری می گیرند آن درجه نهایی،
ارتباطی به تفکر آتی ندارد. لذا آینده نگران فاقد پیش رشته مشترک هستند، که منبع
اصلی اجتماع است.

۳٫
آینده
پژوهی به صورت واقعی

استدلال من تا کنون این است که
تفکر درباره آینده پژوهی با باورهای غیر علمی تضعیف کننده، هم به طور آشکار و هم
به طور مفروض، تضعیف شده است. واقعیت این است که:

·
FS یک رشته کاری نیست، بلکه یک چند رشته بسیار
مبهم است که روز به روز مبهم تر هم می شود؛

·
آینده
نگران معمولا علوم جامعی ندارند؛

·
اکثر
“آینده نگران” در اصل آینده نگر نیستند، بلکه آینده نگران ثانوی یا غیر آینده
نگرانی هستند که در مقام آینده نگر کار می کنند؛

·
گاهی
آینده نگران کاری را انجام می دهند که هیچ کس دیگر آن را انجام نمی دهد، اما پیدا
کردن نمونه های زیاد تفکر آتی خوب توسط غیر آینده نگران راحت است؛

·
FS توسط دنیای غیر آینده نگران کاملا درک نشده
و قدردانی نمی شود، و من هیچ رابطه عمومی سراغ ندارم که بخواهد این را تغییر دهد؛

·
ویژگیهای FS همراه با فناوری، سیاست و فرهنگ در حال
تغییر است؛

·
FS یک اجتماع در حال تغییر نیست، بلکه چند
اجتماع است که اغلب پیوند ضعیفی بین آنها بر قرار است.

این پیچیدگی و تنوع را می توان با
سه جدول توضیح داد که شش دسته هدفمند تفکر درباره آینده (و ۱۱۵ اصطلاح تحت این
دسته ها)، گستره موضوعات (که به نظر من کم و بیش در ۱۷ دسته عمومی قرار می گیرند)
و زنجیره ای را توضیح می دهند که در آن می توان انواع آینده نگران را شناسایی کرد.
بر مبنای گردآوری یک سری افعال و اسامی که طی سالها مورد استفاده قرار می گرفتند،
استدلال من این است که تفکر آتی می تواند تحت شش دسته هدفمند قرار بگیرد: آینده
احتمالی، آینده ممکن، آینده مرجح، تغییرات فعلی، دیدگاه گسترده و پرسمان تمام
موارد بالا. برای اینکه یک عبارت این گستره را در بر بگیرد، من آن را پنج “
P” و یک “Q” می نامم.

از نظر عموم، آینده نگران تنها به
پیش بینی آینده احتمالی می پردازند، اگرچه بسیاری از آینده نگران از این کار
احتراز می کنند یا اینکه پیش بینی های شایسته ای را انجام می دهند. اکثر آینده
نگران کار خود را جستجوی آینده احتمالی، ممکن و مرجح و یا شناسایی گرایشات فعلی
توصیف می کنند. اما این امر، اقتضای تفکر آتی را کمتر نشان می دهد. بهترین آینده
نگران، دیدگاه گسترده و یکپارچه ای دارند و من عبارت
همه نما[۱]
را به کار می برم که غالبا استفاده می شود تا تجانس را حفظ کنم. به طور ایده آل، آینده
نگر خوب به هر شش دسته فکر می کند. در حقیقت، اکثر آینده نگران، حتی آینده نگرهای
خوب، تنها به یک یا دو دسته فکر می کنند. به علاوه، مغایرتی بین دسته ها وجود
دارد: سناریو نویسان اغلب از پیش بینی آینده احتمالی اجتناب می ورزند، آنهایی که
به آینده احتمالی و ممکن می اندیشند اغلب در مغایرت با آنهایی هستند که روی آینده مرجح
یا هنجاری تمرکز می کنند و آنهایی که به گرایشها توجه دارند اغلب با سایر آینده
نگران ترک رابطه می کنند. به عنوان مثال، پیتر دراکر سرشناس اصرار دارد که وی
آینده نگر نیست بلکه یک “بوم شناس اجتماعی” است که “آینده ای را
شرح می دهد که قبلا اتفاق افتاده است”. حتی در دسته ها هم مغایرتی به چشم می
خورد: سناریوهای آینده ممکن معقول، اغلب تخریب سناریو “عوامل غیر قابل پیش بینی”
آینده با احتمال کم را نادیده می گیرند؛ در میان متفکران هنجاری هم اختلافی بین طراحان
فزاینده محتاط و آرمان گرایان وجود دارد. حتی میان تعیین کنندگان گرایش هم مجموعه
های رقابتی شاخص وجود دارد که جهان بینی های مختلف عامل ایجاد آنها هستند.

دسته های اصلی
تفکر پیرامون آینده

برخی از
آینده نگران فرض می کنند که آینده پژوهی، درباره آینده کلی بشریت یا “آینده
جهان” است. احتمالا این محور آینده پژوهی است. اما بخش کوچکی از تفکر آتی را
شرح می دهد، حتی به آن صورتی که در مجلات اصلی آتی نشان داده شده است. در ۲۳ سال
گذشته تفکر آتی، کم و بیش از ۱۷ دسته کلی استفاده شده. (جدول ۱ پیوست) این دسته ها
طی سالها تا حدی تغییر کرده اند (به عنوان مثال، موضوعات انرژی کمتر از آغاز به
کار
FS مطرح هستند؛ کسب وکار بیشتر در متون مورد
توجه است و اکنون لازم است که یک دسته مجزا به آن اختصاص یابد). هر یک از این دسته
ها به یک بخش دولت مربوط می شود.

زنجیره
تحلیل متفکران آتی

با گستره
وسیع دسته ها و روشهای هدفمند و وسعت گستره دسته های اصلی که به اندازه خود دانش
جهان است (جدول ۱)، حداقل برای من مسجل است که در تفکر آتی آشفتگی است.(جدول ۲
پیوست). اگر “آینده پژوهی”، گروه انتخابی کوچکی در این دنیای بسیار
بزرگتر “آینده نگران” اصلی و ثانوی باشد، در آن صورت چگونه می توان
آنهایی را که در داخل هستند از آنهایی که در خارج هستند جدا کرد؟ همواره فرض بر
این بوده که این “رشته کاری” شناخته شده جدا از بقیه است، و هیچ توجهی
به حدود آن نشده است یا اینکه چگونه این “رشته کاری” به سایر رشته های
یادگیری مرتبط می شود. پس از ۳۲ سال بررسی تفکرات آتی زیاد، فقط می توانم بگویم که
هر چقدر بیشتر توجه کنید، تناقضات بیشتری را خواهید دید و کمتر مطمئن می شوید که
“رشته کاری” متمایزی از آینده پژوهی در سال ۲۰۰۱ وجود دارد. اما آیا هیچ
رشته موفقی در قرن ۲۱ وجود خواهد داشت؟

۴٫
آینده
پژوهی آنگونه که باید باشند

به
طور خلاصه تا اینجا استدلال کرده ام که حداقل هفت باور غیر علمی مانع شده است که
آینده نگران به طور جدی به واقعیت تفکر آتی توجه کنند. واقعیت امر، همانطور که در
سه جدول (پیوست) به طور خلاصه نشان داده شده است، شامل شش دسته اصلی هدفمند می شود
که با بیش از ۱۰۰ نوع اقدام یا واژگان قابل جایگزین، ۱۷ دسته اصلی گسترده (کم و
بیش) شاید با ۱۰۰ زیر مجموعه ارزشمند و ۱۲ زنجیره برای تحلیل تفکرات آتی گسترده هم
جدی و هم نه خیلی جدی ترکیب شده است.

۵٫
چه کاری
باید انجام داد

یک دیدگاه
واقع گرای آینده پژوهی با یک استراتژی واقعی را باید ترویج داد. من به این نتیجه
رسیدم که شاید بتوان به طور همزمان هشت نظریه را پیگیری کرد تا هرگونه موفقیت آینده
پژوهی در قرن ۲۱ را شناخت.

۵٫۱
یک دیدگاه
مشترک که پیوسته ارزیابی می شود

آینده
پژوهی، یعنی فعالیتی که دیدگاهها را برای دیگران ترغیب می کند، به خودی خود چنین
دیدگاهی ندارند. همواره احساس می کنم در مسیرهای مختلف حرکت می کنم که رشد و
پیشرفت بی محتوا آن را ترغیب می کند که فاقد هرگونه شاخص مشخصی است.

۵٫۲
تاکید بر
تمام اهداف، مخصوصا اهداف بزرگتر

من
هیچ چیزی را به فرمول پنج “
P” و یک
Q” اضافه نکرده ام. اما لازم است چنین
طرحهای ساده ای به حوزه مبهم روش ها برود و به طور مختصر به دنیای بیرون بگوید که
تفکر آتی خوب درباره چه چیزی است و دیدگاه گسترده غیر آینده نگری را بشکند که
معتقد است آینده نگران باید به پیش بینی محدود باشند. بیشتر باید روی اهداف
بزرگتری تاکید کرد که تفکر آتی خوب را مشخص می کنند: تفکر هنجاری/ یکپارچه و پرسش
انتقادی تحلیل گرایش و آینده احتمالی/ ممکن/ مرجح.

۵٫۳
سیستم
اطلاعات جهانی معتبر

من “بررسی آینده” را
برای ۲۳ سال گذشته آماده کرده ام، و مکررا به تعدادی از افراد گفتم که تنها نیمی
از آن چیزی را بررسی می کنم که به زبان انگلیسی پوشش داده شده است. هیچ چیزی را
سراغ ندارم که انتشارات آسیا، آمریکای لاتین، اسکاندیناوی، آفریقا، روسیه یا جهان
اسلام را پوشش داده باشد. (با این وجود، برخی گرایشات بسیار مقدماتی در یک بررسی
آسیایی نشان داده شده است.) هر یک از این رشته ها باید نوعی “
بررسی آینده”
خود را داشته باشند، هر کدام باید ترجمه شوند تا تمام مناطق دنیا بدانند مناطق
دیگر درباره موضوعات اصلی روز چگونه فکر می کنند.

۵٫۴
یک حضور
آکادمیک گسترده و سنجیده

مانند
ایجاد یک سیستم اطلاعات جهانی برای متون، سیستم مشابهی هم برای شناسایی و ارزیابی
برنامه ها و دوره های آموزشی آینده پژوهی در مدارس، دانشکده ها، دانشگاهها و سایر
مکانها در سراسر دنیا لازم است.

۵٫۵
برتری های
چندگانه

من
کاملا با ریک اسلاوتر موافقم که کیفیت کارهای آینده باید تقویت شود. درواقع، یکی
از دلایل اصلی که آینده پژوهی پیشرفت نکرده اند، این است که نتوانسته اند این
انتظارات را برآورده سازند. اگر موافق باشیم که راههای مفید زیادی برای تفکر
درباره آینده وجود دارد، در آنصورت باید به دنبال شناسایی برتری های چند گانه در
نگارش و آموزش باشیم که مشابه مساله هوش چندگانه است که مورد استقبال قرار گرفته
است. انجام این کار آسان نیست، اما باید میان گروههای ذینفع مورد بحث قرار گیرد که
چه چیزی مهم است و چرا.

 

۵٫۶
آموزش و
بکارگیری “حرفه ثانوی”

آینده
پژوهی به خاطر باورهای منسوخ شده ماهیت حرفه ای راکد شده اند: اینکه یک مورد می
تواند در هر زمانی و با گذشت زمان فقط یک چیز باشد. در جامعه ای مرکب از افراد مسن
و کارهای متغیر، که مساله شخص در آن قابل استفاده است، به کار گیری “غیر
آینده نگران” به عنوان “آینده نگران ثانوی” و ارائه فرصتهای جذاب
که بتوانند در آنها “آینده نگران اصلی” شوند، بسیار احساس می شود.

۵٫۷
یک حضور
عمومی ارزشمند

اگر
آینده نگران درجه یک بیشتری
به عنوان آینده نگر وارد بحثهای عمومی شوند،
بسیاری از چالشهای بالا حل خواهد شد.

۵٫۸
بودجه
کافی

آخرین
مورد اما نه کم اهمیت ترین آنها مساله پول است، که تا کنون نهی شده است. علت اصلی
بسیاری از کاستی ها در آینده پژوهی، نداشتن بودجه است. ما دیدگاه مشترک و ارزیابی
پیشرفت نداریم، زیرا جمع کردن مردم برای گفتگوهای مستمر و گردآوری اطلاعات پر
هزینه است.

 

آینده‌پژوهی در ایران

آینده‌‌پژوهی در ایران اسلامی
از دو منظر تکلیف است: نخست از منظر علمی، تا بر پایه‌ی معرفت حاصل از آن بتوانیم
آینده‌ی بزرگ و الهام‌بخش نظام مقدس اسلامی را معماری و مهندسی نماییم؛ و در نتیجه‌ی
آن بتوانیم آینده‌ی بخش‌های مختلف جامعه
  را تضمین کنیم. دوم از منظر
دینی است تا بر پایه‌ی آن آینده‌ی جهان را با نگاه به باورها و ارزش‌های اسلام ناب
محمدی (ص) به تصویر کشیده و قادر به مهندسی آن در عالی‌تری ترازها باشیم
.

آینده‌پژوهی از حدود یک دهه پیش
(البته بسیار دیر) توجه محققان و متفکران کشور را به خود جلب نموده است. اما باید
پذیرفت که این دانش به دلیل عدم آشنایی و مساعدت کافی مسئولان کشور و فقدان
زیرساخت‌های فکری- فرهنگی مورد نیاز، هنوز به شکلی شایسته و بایسته در کشور
نهادینه نشده است و بر خلاف کشورهای توسعه یافته، خود را در بالاترین مرتبه ممکن
به مدیران و سیاستگذاران ارشد تحمیل نکرده است. تاکنون سازمان‌های مختلف خصوصی و
دولتی در کشور اقدام به فعالیت در حوزه‌ی آینده‌پژوهی نموده‌اند که از جمله‌ی
مهمترین آنها می‌توان به دانشگاه تهران، دانشگاه بین المللی امام خمینی، اندیشکده‌ی
صنعت و فناوری (اصف)، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی، مرکز تحقیقات سیاست
علمی کشور و موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی اشاره کرد. این مجموعه
با یاری یکدیگر اقدام به شکل‌دهی انجمن آینده‌گری ایران نیز نموده‌اند.

آینده پژوهی آنگونه که باید باشند،
در اقلیم جامعه ایرانی، اسلامی

برای رسیدن به شرایط ایده آل آینده
پژوهی در ایران می بایست راهکاری متناسب و بومی اتخاذ شود تا مسیر را برای رسیدن
به آرمان های انقلاب هموار سازد. به ارائه برخی از این راهکارها در جدول ذیل می
پردازیم:

حوزه های مورد توجه

سیاست های پیشنهادی برای هر حوزه

یک دیدگاه مشترک که پیوسته ارزیابی می شود

ایجاد
یک دیدگاه مشترک میان متولیان و نخبگان رشته که به ما در دستیابی از تعریف دقیقی
از رشته کمک می کند.

ایجاد
یک دیدگاه مشترک میان ذینفعان ( نظیر مردم در پروژه های ملی) زیرا ایجاد تصویر
مشترک و اشتراک و تعهد نسبت به آن از دیدگاه دووریس یک ضرورت است.

تاکید بر تمام اهداف،
مخصوصا اهداف بزرگتر

تاکید بر
کارکردهای جدی و مهمی که آینده پژوهی می تواند برای جامعه داشته باشد، به ویژه
در سطح کلان و سیاست گذاری.

ایجاد
نهادهایی متولی این رشته و کانون های اندیشه و مجامع و جوامع علمی.

سیستم اطلاعات جهانی
معتبر

 

ایجاد
ارتباط علمی و پژوهشی با سایر مراکز علمی به جهت استفاده از تجربیات و داده های
تولید شده در سطح بین المللی.

اعزام
دانشجویان برای تحصیل و فرصت مطالعاتی جهت تقویت بنیه علمی داخلی

یک حضور آکادمیک گسترده و سنجیده

ایجاد و
گسترش رشته آینده پژوهی در مقاطع مختلف در دانشگاه های مختلف.

ایجاد سرفصل های مدون و قابل قبول برای این رشته.

برگزاری
سمینارها، کنفرانس ها و پنل های هم اندیشی.

ایجاد
مجلات تخصصی و پژوهشی و تشویق برا مشارکت صاحبان اندیشه

برتری های چندگانه آموزش و بکارگیری “حرفه ثانوی”

آموزش
واحد های آینده پژوهی به سایر رشته ها جهت ایجاد زبان مشترک و امکان بهره برداری
از پتانسیل سایر رشته ها.

ایجاد
بستری برای مشارکت صاحب نظران دیگر حوزه ها زیرا به علت فهم عمیق از شرایط رشته
مربوطه

یک حضور عمومی ارزشمند

آموزش های
عمومی و مشترک به آحاد مردم و نخبگان

حضور آینده
پژوهان در حوزه مسائل عمومی جامعه که ممکن است به حل مسائل در بلند مدت بسیار
موثر واقع شود.

بودجه کافی

تخصیص
بودجه کافی برای، فعالیت های آموزشی، تحقیقاتی و ترویجی برای آینده پژوهی

 

نتیجه گیری:

همان طور که بیان شد، آینده پژوهی
در دوران ابتدایی خود به عنوان یک علم متمایز به سر می برد، و چالش های متعددی را
پیش روی خود دارد تا به شرایط ایده آل خود در جامعه علمی دست پیدا کند. از یک سو
وجود تجربه های موفق و آموزنده در میان آینده پژوهان و کسانی که خود را آینده پژوه
نمی دانند ما را به سوی استفاده بیشتر از این علم رهنمون می شود، اما باید دقت
بسیاری در صورت بندی این علم داشته باشیم، تا این مرحله را به سلامت پشت سر
بگذارد. پس باید از ۷ اشتباهی که در بالا ذکر نمودیم بر حذر باشیم و نیز برنامه ای
مدون برای توسعه این علم به ویژه در ایران که این علم در دوران طفولیت خود به سر
می برد داشته باشیم. زیرا اگر در شناخت مسائل یا تدوین روش ها و یا کارکردهای آن
دچار اشتباه شویم با ایجاد بدبینی میان سیاست گذاران و مردم راه برای بهره گیری از
منافع آن بسته خواهد شد.

آنچه در این مرحله اهمیت دارد
سیاست گذاری صحیح و مشخص نمودن حدود و ثقور رشته، مسائل رشته، دانشمندان، جوامع
علمی، نشریات تخصصی و … است تا به طور مطلوبی شاهد ثمرات آن باشیم.

منابع:

۱٫
Samuel H.
Ordway Jr. published Resources and the American dream: Including a theory of
the limit
of growth. New York: Ronald Press, 1953.

۲٫
Fairfield
Osborn came out with The limits of the earth. Boston: Little, Brown, 1953
.

۳٫
Marien M. Toward
a new futures research: insights from twelve types of futurists. Futures
Research
Quarterly 1985;1(1):13-35.

۴٫
Marien M.
Futures studies. In: Kurian GT, Molitor GTT, editors. Encyclopedia of the
future. New
  York: Macmillan Library Reference; 1996. p. 364-5.

۵٫
Bauman Z.
Life in fragments: essays in postmodern morality. Oxford: Blackwell, 1995
.

۶٫
World Future
Society. The futurist directory: a guide to individuals who write, speak, or
consult about the future, Millennium ed. Bethesda, MD: World Future Society,
۲۰۰۰
.

۷٫
World Future
Society, The futures research directory: organizations and periodicals
۱۹۹۳-۱۹۹۴: ۱۴
.

۸٫
Williams T,
Masini E. Ignorance and the future. Futures 1997;29(1):1-3
.

۹٫
Griffiths S,
editor. Predictions: 30 great minds on the future. Oxford: Oxford University
Press; 1999
.

۱۰٫
Slaughter RA.
Frontiers of the 21st century. Futures 2000;32(2):200
.

۱۱٫
Bell W.
Foundations of futures studies. New Brunswick, NJ: Transaction Publishers, 1997
(two vols
).

۱۲٫
Drucker PF.
The ecological vision: reflections on the American condition. New Brunswick (NJ
):Transaction Publishers, 1993.

۱۳٫
Bowker GC,
Star SL. Sorting things out: classification and its consequences. Cambridge, MA:
MIT Press, 1999
.

۱۴٫
Garrett
Martha J. A way through the maze: what futurist do and how they do it. Futures
1993;25(3):254.

۱۵٫
Toffler A,
Toffler H. Five billion futurists. In: Kurian GT, Molitor GTT, editors.
Encyclopedia of the future. New York: Macmillan Library Reference; 1996. p.
xiii-xx Foreword
.

۱۶٫
Raven PH,
editor. Proceedings of the 1997 forum on biodiversity. Nature and human
society: the quest for a sustainable world. Washington: National Academy Press;
۲۰۰۰
.

۱۷٫
Kerr C.
Higher education cannot escape history: issues for the twenty-first century.
Albany, NY
: State University of New York
Press, 1994:174. [See abstract in Future Survey Annual, 1995

۱۸٫
Boyer EL.
Scholarship reconsidered: priorities of the professoriate (special report).
Princeton, NJ
: The Carnegie Foundation for the
Advancement of Teaching, 1990.

۱۹٫
Glassick CE,
Huber MT, Maeroff GI. Scholarship assessed:evaluation of the professoriate. An
Ernest L. Boyer Project of the Carnegie Foundation for Advancement of Teaching.
San Francisco: Jossey
Bass, 1997.

۲۰٫
Slaughter RA.
Frontiers of the 21st century. Futures 2000;32(2):199
.

۲۱٫
Slaughter RA.
Professional standards in futures work. Futures 1999;31(8):835-51
.

۲۲٫
Gardner H.
Intelligence reframed: multiple intelligences for the 21st century. New York:
Basic Books, 1999
.

۲۳٫
Anderson WT.
The future of the self: inventing the postmodern person. New York
:
Tarcher/Putnam, 1997
.

۲۴٫
Yankelovitch
D. The magic of dialogue: transforming conflict into cooperation. New York:
Simon
&Schuster, 1999.

پیوست
ها:

جدول ۱

دسته
های اصلی تفکر آتی

دسته                                          بخش
دولتی و رشته دانشگاه/ حرفه مرتبط


دولت
دانشگاه

۱٫
آینده
جهان                             وزارت
امور خارجه
روابط بین الملل

۲٫
اقتصاد
جهانی                         دارایی، بازرگانی                                     اقتصاد،
حقوق، اداره کسب و کار

۳٫
مناطق و
ملتها                         وزارت امور
خارجه
جغرافیا، مردم شناسی

۴٫
امنیت                                   وزارت
دفاع                                         مطالعات صلح،
فیزیک

۵٫
منابع و محیط
زیست                 وزارت کشور، انرژی،
EPA                       مطالعات محیط زیست

۶٫
غذا و
کشاورزی                       وزارت
کشاورزی،
FDA                           دانشکده های کشاورزی

۷٫
جامعه و مذهب                      اداره آمار
جامعه شناسی، مذهب

۸٫
حکومت                                اداره
بودجه
علوم سیاسی

۹٫
اقتصاد/
تجارت                       وزارت
بازرگانی                                      اقتصاد، تجارت

۱۰٫
کار                                    وزارت
کار
جامعه شناسی

۱۱٫
شهرها                                 امور مسکن و
شهر سازی، حمل و نقل          طراحی،
معماری، مطالعات شهری

۱۲٫
جرم و
قضاوت                     وزارت
دادگستری
حقوق، جرم شناسی

۱۳٫
بهداشت                          وزارت بهداشت                 دانشکده پزشکی، دانشکده
دندانپزشکی، بهداشت عمومی

۱۴٫
آموزش                             وزارت علوم                                            دانشکده
های آموزشی

۱۵٫
ارتباطات                          FCC،
وزارت فرهنگ
دانشکده روزنامه نگاری، هنر، علوم کامپیوتر

۱۶٫
علوم و
فناوری                  موسسه علوم بین
الملل                            علوم فیزیکی/ زیست شناسی، مهندسی

۱۷٫
روشهای شکل
دهی آینده         قابل استفاده در تمام
موارد بالا                 آینده پژوهی،
مطالعات سیاسی

 




 

زنجیره تحلیل متفکران آتی جدول (۲)

۱٫
فرهنگ

فناوری محور ………………………………………………………
زیست محور

جامعه اطلاعات
…………………………………………………. جامعه پایدار

۲٫
طبع

خوش بین
…………………………… آمیخته
…………………………………. بدبین

۳٫
سبک

دانشگاهی
…………………………………………………………. معروف

بی رنگ
…………………………………………………………… پر رنگ

غیر
تخیلی………………………………………………………… علمی تخیلی

روش محور
………………………………………………………. ایده محور

۴٫
سرچشمه

فرد
……………………………………… زوج
………………………………………… گروه کوچک
………………………………… کمیسیون/ گروه بزرگ

۵٫
قالب زمانی

بسیار بلند مدت
…………………………………. بلند مدت
…………………………………… کوتاه
مدت…………………………………… اکنون

۶٫
وسعت

متخصص علوم جامع
…………………………… متخصص………………………………..
آینده نگر ……………………………… آینده نگر
دقیق…………………. متخصص

متخصص

۷٫
ایده اولوژی

افراطی/ سبز
……………………………. آزاد/ میانه رو
…………………………………….. محافظه کار/ اختیارگرا

استقرار
………………………………. ضد استقرار

۸٫
هویت

آینده نگر
…………………………………………. آینده نگر ثانوی
……………………………….. غیر آینده نگر

تمام وقت
……………………………………….. نیمه وقت/ هر از گاهی

۹٫
رشته

واقع گرا
……………………………………………….. آرمان گرا

کاربردی
………………………………………………. دانشگاهی

فرهنگ غربی
……………………………………….. فرهنگ غیر غربی

۱۰٫
ارتباط

پیشگام
……………………………………………….. رویداد جانبی
………………………………………………. عقب مانده

بسیار مهم
……………………………………………. بی اهمیت

۱۱٫
سختی

لیگ دسته اول
…………………………………….. لیگ دسته دوم

کلیسای محافظه گرا
……………………………………… کلیسای آزادی گرا

۱۲٫
تعهد

فعال/ جاری ………….

 


[۱] Panoramic

 

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.