پایگاه اینترنتی آینده پژوهی

پالایه‏ علایم ضعیف: مانعی بر سر راه آینده‏ نگاری (بخش دوم)

40


 [ دکتر سعید خزائی ]  
آنسوف با استفاده سه مفهوم به توصیف ساختار پالایه‏ی خود می‏پردازد [۴]. پالایه‏ی نظارت شامل روش‏شناسی و روش‏های تحلیل مورد استفاده در کسب اطلاعات است. هنگامی که علامت از این پالایه گذر می‏کند، شناسایی شده و از یک پالایه‏ی ذهنی گذر می‏کند که شباهت زیادی به الگوی ذهنی مورد اشاره در پاراگراف‏های بالا دارد. آخرین پالایه، پالایه‏ی قدرت است که از یک سو، الگو‏های ذهنی با نفوذ در یک سازمان را نشان می‏دهد و از سوی دیگر، هنگامی که یک علامت ضعیف به چالش با ساختار قدرت سازمان می‏پردازد، فعال خواهد بود. پالایه‏ی قدرت کار می‏کند، در نتیجه مدیرانی که اهمیت آن‏ها به وسیله‏ی ناپایداری تازه کاهش می‏یابد، در مسیر چشم‏پوشی و/یا ایجاد تاخیر در این اطلاعات حیاتی می‏کوشند. این مدیران اغلب از سنت سازمان پیروی می‏کنند (شکل ۱).
ساختار پالایه به خوبی به توصیف نقش و تلاش الگو‏های ذهنی، برای انعطاف‏پذیری راهبردی شرکت می‏پردازد. درک این مساله بسیار مهم است که انواع بسیار متفاوتی از پالایه‏های ذهنی می‏تواند در یک سازمان وجود داشته باشد. این مساله به‏ویژه هنگامی روی می‏دهد که یک پارادایم فناورانه‏ی جدید در حال ظهور است. کارهای نظری و کیفی برجسته و فراوانی پیرامون ظهور یک پارادایم فناورانه‏ی جدید از گذشته در دسترس قرار دارد. دباکر و راپا [۱]  [20] معتقد هستند که پارادایم فناورانه در دو مرحله ظاهر می‏شود: پنهانی (قاچاقی) و آشکار و پرهیاهو.
در دوران پنهانی، تنها شمار اندکی از دیده‏بانان علایم ضعیف به حوزه‏ی پارادایم فناورانه در حال ظهور پاسخ می‏گویند. افراد هم تراز، اشتیاق و رغبت درک آن را ندارند و اغلب معتقدان به آن با انتقاد شدیدی روبرو می‏شوند. برای مثال، آن‏ها در تامین هزینه‏ی کافی دشواری‏هایی دارند که ناشی از پالایه‏های ذهنی افراد قدرتمند (پالایه‏ی قدرت) و پالایه‏های ذهنی افراد مخالف است. مرحله‏ی پنهانی، این قدرت و مزیت را به تحقیقات نوپا می‏دهد که بدون دانش کامل و برانگیختن انتقاد مدیران حرکت کرده و به نقطه‏ای برسد که امید و چشم‏انداز آن اندیشه‏ای روشن و آشکار باشد. برای مدیران ضروری و منطقی است که این مرحله را بپذیرند، زیرا اغلب با پایان این دوره مرحله‏ی آشکار و پرهیاهو ظاهر می‏شود. در یک دوره‏ی زمانی کوتاه، پالایه‏های ذهنی تغییر می‏کند و شرکت‏هایی که فرصت بررسی و پایش مرحله‏ی پنهانی را داشته‏اند، در مناسب‏ترین موقعیت قرار می‏گیرند. نکته‏ی کلیدی در کاربست علایم ضعیف در یک سازمان آن است که چگونه باید ”پالایه‏های ذهنی اقلیت“ را کنترل کند. آیا مرحله‏ی پنهانی تنها گزینه‏ی منطقی است؟ ما این مساله را در نظر می‏گیریم که تحلیل دقیق‏تر پالایه‏ها، گزینه‏های بهتری برای سازمان در خصوص پالایه‏های ذهنی متفاوت فراهم می‏سازد.
۴ـ پالایه‏ها در فرایند راهبرد
پالایه‏های علایم ضعیف همان گونه که پیش از این گفته شد، می‏توانند به روش‏های چندگانه و مختلف بر فرایند تصمیم‏سازی اثر بگذارند. ما با هدف توسعه‏ی الگوی خود به توصیف این نفوذها در دو جنبه و بعد ساختار خود می‏پردازیم: گستره و عمق پالایه. گستره‏ی یک پالایه به مفهوم آن است که آن پالایه (یا الگوی ذهنی) یاد شده پذیرای انواع مختلف علایم یا اندیشه‏ها است. عمق نیز به مفهوم آن است که پالایه قادر به تحلیل و شرح جزییات علایم دریافتی است.
تعاریف:
پهنا یا گستره به مفهوم قابلیت و توانمندی پالایه برای تولید تنوع شناختی علایم مرتبط است.
عمق به مفهوم قابلیت و توانمندی فیلتر پالایه برای اطلاعات معنادار و قابل تعمق در طبقه‏بندی‏های محتوایی است. عمق مبتنی بر فرایندهای استدلال اطلاع رسانی و معنابخشی متمرکز بر علایم مرتبط است. مفاهیم کلیدی در این تعاریف عبارتند از: تنوع شناختی، ارتباط، اطلاعات جدید و معنابخشی. پیش از این معنابخشی را توصیف کردیم. باور ما بر آن است که معیار و اقدام عملیاتی تنوع شناختی یک پالایه‏ی آن است که علایم کسب شده به بسیاری از طبقه‏بندی‏های محتوایی تعلق دارند. ارتباط بدان معنا است که بازیگری (فرد، سازمان و غیره) که به پالایش علایم می‏پردازد، در می‏یابد که این موضوع برای عنوان مورد نظر دارای اهمیت است. یک پالایه‏ی گسترده، علایم زیادی را برای بازیگر عرصه‏ی راهبردی فراهم می‏سازد که در پرتو تحولات آینده باید در نظر گرفته شوند. پالایه‏های گسترده همچنین علایم زاید یا مزاحم (نویز) را نیز گردآوری می‏کنند که البته مساله‏ای مهم در هنگام سرریز اطلاعات است.
پهنا و گستره‏ی پالایه‏ها با استفاده از تعبیر آنسوف بدان معنا است که پالایه‏ی ذهنی، تنوع گسترده و بزرگی از علایم را برای بازیگر فراهم می‏‏سازد. گرچه تعریف و توصیف علامت پس از گذر از پالایه‏ی ذهنی فرد بالنسبه آسان است، اما هنگامی که سازمان به طور واقعی یک علامت را درک می‏کند، تعریف آن آسان نیست. تعریف عملیاتی این فرایند آن است که علامت در فرایند ارزیابی علایم توسط سازمان ارایه شده و برای بررسی مورد پذیرش قرار می‏گیرد. در عمل، بسیاری و یا شاید حتا اغلب علایم واقعاً مهم هرگز وارد هیچگونه فرایند رسمی نمی‏شوند. عمق پالایه وابسته به پالایه‏های ذهنی، ماهیت و شمار مراحل فرایند معنابخشی است. آن‏ها توجه بازیگر را به علایم معنادار جلب می‏کنند. کینه‏ی در نظر گرفتن علامت بنا بر عقیده‏ی آنسوف [۴، صفحه‏ی ۳۵۳] عبارت است از: ”این باور که نوعی ناپایداری در راه است“. ظرفیت محدود کنترل و نگهداری اطلاعات نیاز به آن دارد که فرایندهای عمق‏ بخشی پالایه بر روی علایمی متمرکز شوند که دارای محتوای اطلاعاتی قابل ملاحظه برای سازمان هستند. ما می‏توانیم محتوای اطلاعات یک علامت یا اطلاعات جدید تولیدی را تعریف کنیم که علاوه بر ارتباط با علامت، بر ارزش شگفت‏انگیز و غیر منتظره‏ی آن برای بازیگر بستگی دارد.
همان گونه که پیش از این گفته شد، بخش عمده یا حتا اغلب فرایند پالایش علایم ضعیف در سازمان‏هایی روی می‏دهد که فاقد یک فرایند صریح و آشکار یا هدایت شده هستند. به هر حال، برای آن که فرایندهای صریح راهبرد سازمانی کارآمدتر شوند، مهم است که بر فرایندهای موجد پهنا و عمق پالایه‏ها نگریسته شود. گزاره‏های ذیل به طرح مسایلی در این خصوص می‏پردازند که چگونه فرایندهای توجیه، موجب ایجاد گستره و عمق پالایه‏ها می‏شوند.
متغیرهای وابسته در پژوهش تجربی توصیف شده‏ی ذیل، پهنا و عمق پالایه‏ها هستند. معیار عملیاتی پهنا، تنوع توصیف‏ها است. عمق مباحثه با غنای تشریحی/ روایی و طول زنجیره‏های بحث اندازه‏گیری می‏شود.
متغیرهای وابسته‏ی ساختار که باید توصیف شوند عبارتند از:
·      حوزه‏ی توجیه
·      پیش‏نیازهای بحث
·      شمار سطوح تحلیل
·     شکل و ساختار پردازش (پردازش مجازی یا بین افراد)
گزاره یک: حوزه‏ی باز توجیه، موجب افزایش پهنای پالایه می‏شود.

پالایه‏ی علایم ضعیف: مانعی بر سر راه آینده‏نگاری (بخش دوم)
 [ دکتر سعید خزائی ]  
آنسوف با استفاده سه مفهوم به توصیف ساختار پالایه‏ی خود می‏پردازد [۴]. پالایه‏ی نظارت شامل روش‏شناسی و روش‏های تحلیل مورد استفاده در کسب اطلاعات است. هنگامی که علامت از این پالایه گذر می‏کند، شناسایی شده و از یک پالایه‏ی ذهنی گذر می‏کند که شباهت زیادی به الگوی ذهنی مورد اشاره در پاراگراف‏های بالا دارد. آخرین پالایه، پالایه‏ی قدرت است که از یک سو، الگو‏های ذهنی با نفوذ در یک سازمان را نشان می‏دهد و از سوی دیگر، هنگامی که یک علامت ضعیف به چالش با ساختار قدرت سازمان می‏پردازد، فعال خواهد بود. پالایه‏ی قدرت کار می‏کند، در نتیجه مدیرانی که اهمیت آن‏ها به وسیله‏ی ناپایداری تازه کاهش می‏یابد، در مسیر چشم‏پوشی و/یا ایجاد تاخیر در این اطلاعات حیاتی می‏کوشند. این مدیران اغلب از سنت سازمان پیروی می‏کنند (شکل ۱).
ساختار پالایه به خوبی به توصیف نقش و تلاش الگو‏های ذهنی، برای انعطاف‏پذیری راهبردی شرکت می‏پردازد. درک این مساله بسیار مهم است که انواع بسیار متفاوتی از پالایه‏های ذهنی می‏تواند در یک سازمان وجود داشته باشد. این مساله به‏ویژه هنگامی روی می‏دهد که یک پارادایم فناورانه‏ی جدید در حال ظهور است. کارهای نظری و کیفی برجسته و فراوانی پیرامون ظهور یک پارادایم فناورانه‏ی جدید از گذشته در دسترس قرار دارد. دباکر و راپا [۱]  [20] معتقد هستند که پارادایم فناورانه در دو مرحله ظاهر می‏شود: پنهانی (قاچاقی) و آشکار و پرهیاهو.
در دوران پنهانی، تنها شمار اندکی از دیده‏بانان علایم ضعیف به حوزه‏ی پارادایم فناورانه در حال ظهور پاسخ می‏گویند. افراد هم تراز، اشتیاق و رغبت درک آن را ندارند و اغلب معتقدان به آن با انتقاد شدیدی روبرو می‏شوند. برای مثال، آن‏ها در تامین هزینه‏ی کافی دشواری‏هایی دارند که ناشی از پالایه‏های ذهنی افراد قدرتمند (پالایه‏ی قدرت) و پالایه‏های ذهنی افراد مخالف است. مرحله‏ی پنهانی، این قدرت و مزیت را به تحقیقات نوپا می‏دهد که بدون دانش کامل و برانگیختن انتقاد مدیران حرکت کرده و به نقطه‏ای برسد که امید و چشم‏انداز آن اندیشه‏ای روشن و آشکار باشد. برای مدیران ضروری و منطقی است که این مرحله را بپذیرند، زیرا اغلب با پایان این دوره مرحله‏ی آشکار و پرهیاهو ظاهر می‏شود. در یک دوره‏ی زمانی کوتاه، پالایه‏های ذهنی تغییر می‏کند و شرکت‏هایی که فرصت بررسی و پایش مرحله‏ی پنهانی را داشته‏اند، در مناسب‏ترین موقعیت قرار می‏گیرند. نکته‏ی کلیدی در کاربست علایم ضعیف در یک سازمان آن است که چگونه باید ”پالایه‏های ذهنی اقلیت“ را کنترل کند. آیا مرحله‏ی پنهانی تنها گزینه‏ی منطقی است؟ ما این مساله را در نظر می‏گیریم که تحلیل دقیق‏تر پالایه‏ها، گزینه‏های بهتری برای سازمان در خصوص پالایه‏های ذهنی متفاوت فراهم می‏سازد.
۴ـ پالایه‏ها در فرایند راهبرد
پالایه‏های علایم ضعیف همان گونه که پیش از این گفته شد، می‏توانند به روش‏های چندگانه و مختلف بر فرایند تصمیم‏سازی اثر بگذارند. ما با هدف توسعه‏ی الگوی خود به توصیف این نفوذها در دو جنبه و بعد ساختار خود می‏پردازیم: گستره و عمق پالایه. گستره‏ی یک پالایه به مفهوم آن است که آن پالایه (یا الگوی ذهنی) یاد شده پذیرای انواع مختلف علایم یا اندیشه‏ها است. عمق نیز به مفهوم آن است که پالایه قادر به تحلیل و شرح جزییات علایم دریافتی است.
تعاریف:
پهنا یا گستره به مفهوم قابلیت و توانمندی پالایه برای تولید تنوع شناختی علایم مرتبط است.
عمق به مفهوم قابلیت و توانمندی فیلتر پالایه برای اطلاعات معنادار و قابل تعمق در طبقه‏بندی‏های محتوایی است. عمق مبتنی بر فرایندهای استدلال اطلاع رسانی و معنابخشی متمرکز بر علایم مرتبط است. مفاهیم کلیدی در این تعاریف عبارتند از: تنوع شناختی، ارتباط، اطلاعات جدید و معنابخشی. پیش از این معنابخشی را توصیف کردیم. باور ما بر آن است که معیار و اقدام عملیاتی تنوع شناختی یک پالایه‏ی آن است که علایم کسب شده به بسیاری از طبقه‏بندی‏های محتوایی تعلق دارند. ارتباط بدان معنا است که بازیگری (فرد، سازمان و غیره) که به پالایش علایم می‏پردازد، در می‏یابد که این موضوع برای عنوان مورد نظر دارای اهمیت است. یک پالایه‏ی گسترده، علایم زیادی را برای بازیگر عرصه‏ی راهبردی فراهم می‏سازد که در پرتو تحولات آینده باید در نظر گرفته شوند. پالایه‏های گسترده همچنین علایم زاید یا مزاحم (نویز) را نیز گردآوری می‏کنند که البته مساله‏ای مهم در هنگام سرریز اطلاعات است.
پهنا و گستره‏ی پالایه‏ها با استفاده از تعبیر آنسوف بدان معنا است که پالایه‏ی ذهنی، تنوع گسترده و بزرگی از علایم را برای بازیگر فراهم می‏‏سازد. گرچه تعریف و توصیف علامت پس از گذر از پالایه‏ی ذهنی فرد بالنسبه آسان است، اما هنگامی که سازمان به طور واقعی یک علامت را درک می‏کند، تعریف آن آسان نیست. تعریف عملیاتی این فرایند آن است که علامت در فرایند ارزیابی علایم توسط سازمان ارایه شده و برای بررسی مورد پذیرش قرار می‏گیرد. در عمل، بسیاری و یا شاید حتا اغلب علایم واقعاً مهم هرگز وارد هیچگونه فرایند رسمی نمی‏شوند. عمق پالایه وابسته به پالایه‏های ذهنی، ماهیت و شمار مراحل فرایند معنابخشی است. آن‏ها توجه بازیگر را به علایم معنادار جلب می‏کنند. کینه‏ی در نظر گرفتن علامت بنا بر عقیده‏ی آنسوف [۴، صفحه‏ی ۳۵۳] عبارت است از: ”این باور که نوعی ناپایداری در راه است“. ظرفیت محدود کنترل و نگهداری اطلاعات نیاز به آن دارد که فرایندهای عمق‏ بخشی پالایه بر روی علایمی متمرکز شوند که دارای محتوای اطلاعاتی قابل ملاحظه برای سازمان هستند. ما می‏توانیم محتوای اطلاعات یک علامت یا اطلاعات جدید تولیدی را تعریف کنیم که علاوه بر ارتباط با علامت، بر ارزش شگفت‏انگیز و غیر منتظره‏ی آن برای بازیگر بستگی دارد.
همان گونه که پیش از این گفته شد، بخش عمده یا حتا اغلب فرایند پالایش علایم ضعیف در سازمان‏هایی روی می‏دهد که فاقد یک فرایند صریح و آشکار یا هدایت شده هستند. به هر حال، برای آن که فرایندهای صریح راهبرد سازمانی کارآمدتر شوند، مهم است که بر فرایندهای موجد پهنا و عمق پالایه‏ها نگریسته شود. گزاره‏های ذیل به طرح مسایلی در این خصوص می‏پردازند که چگونه فرایندهای توجیه، موجب ایجاد گستره و عمق پالایه‏ها می‏شوند.
متغیرهای وابسته در پژوهش تجربی توصیف شده‏ی ذیل، پهنا و عمق پالایه‏ها هستند. معیار عملیاتی پهنا، تنوع توصیف‏ها است. عمق مباحثه با غنای تشریحی/ روایی و طول زنجیره‏های بحث اندازه‏گیری می‏شود.
متغیرهای وابسته‏ی ساختار که باید توصیف شوند عبارتند از:
·      حوزه‏ی توجیه
·      پیش‏نیازهای بحث
·      شمار سطوح تحلیل
·     شکل و ساختار پردازش (پردازش مجازی یا بین افراد)
گزاره یک: حوزه‏ی باز توجیه، موجب افزایش پهنای پالایه می‏شود.

پالایه‏ی علایم ضعیف: مانعی بر سر راه آینده‏نگاری (بخش دوم)

 [ دکتر سعید خزائی ]  
آنسوف با استفاده سه مفهوم به توصیف ساختار پالایه‏ی خود می‏پردازد [۴]. پالایه‏ی نظارت شامل روش‏شناسی و روش‏های تحلیل مورد استفاده در کسب اطلاعات است. هنگامی که علامت از این پالایه گذر می‏کند، شناسایی شده و از یک پالایه‏ی ذهنی گذر می‏کند که شباهت زیادی به الگوی ذهنی مورد اشاره در پاراگراف‏های بالا دارد. آخرین پالایه، پالایه‏ی قدرت است که از یک سو، الگو‏های ذهنی با نفوذ در یک سازمان را نشان می‏دهد و از سوی دیگر، هنگامی که یک علامت ضعیف به چالش با ساختار قدرت سازمان می‏پردازد، فعال خواهد بود. پالایه‏ی قدرت کار می‏کند، در نتیجه مدیرانی که اهمیت آن‏ها به وسیله‏ی ناپایداری تازه کاهش می‏یابد، در مسیر چشم‏پوشی و/یا ایجاد تاخیر در این اطلاعات حیاتی می‏کوشند. این مدیران اغلب از سنت سازمان پیروی می‏کنند (شکل ۱).
ساختار پالایه به خوبی به توصیف نقش و تلاش الگو‏های ذهنی، برای انعطاف‏پذیری راهبردی شرکت می‏پردازد. درک این مساله بسیار مهم است که انواع بسیار متفاوتی از پالایه‏های ذهنی می‏تواند در یک سازمان وجود داشته باشد. این مساله به‏ویژه هنگامی روی می‏دهد که یک پارادایم فناورانه‏ی جدید در حال ظهور است. کارهای نظری و کیفی برجسته و فراوانی پیرامون ظهور یک پارادایم فناورانه‏ی جدید از گذشته در دسترس قرار دارد. دباکر و راپا [۱]  [20] معتقد هستند که پارادایم فناورانه در دو مرحله ظاهر می‏شود: پنهانی (قاچاقی) و آشکار و پرهیاهو.
در دوران پنهانی، تنها شمار اندکی از دیده‏بانان علایم ضعیف به حوزه‏ی پارادایم فناورانه در حال ظهور پاسخ می‏گویند. افراد هم تراز، اشتیاق و رغبت درک آن را ندارند و اغلب معتقدان به آن با انتقاد شدیدی روبرو می‏شوند. برای مثال، آن‏ها در تامین هزینه‏ی کافی دشواری‏هایی دارند که ناشی از پالایه‏های ذهنی افراد قدرتمند (پالایه‏ی قدرت) و پالایه‏های ذهنی افراد مخالف است. مرحله‏ی پنهانی، این قدرت و مزیت را به تحقیقات نوپا می‏دهد که بدون دانش کامل و برانگیختن انتقاد مدیران حرکت کرده و به نقطه‏ای برسد که امید و چشم‏انداز آن اندیشه‏ای روشن و آشکار باشد. برای مدیران ضروری و منطقی است که این مرحله را بپذیرند، زیرا اغلب با پایان این دوره مرحله‏ی آشکار و پرهیاهو ظاهر می‏شود. در یک دوره‏ی زمانی کوتاه، پالایه‏های ذهنی تغییر می‏کند و شرکت‏هایی که فرصت بررسی و پایش مرحله‏ی پنهانی را داشته‏اند، در مناسب‏ترین موقعیت قرار می‏گیرند. نکته‏ی کلیدی در کاربست علایم ضعیف در یک سازمان آن است که چگونه باید ”پالایه‏های ذهنی اقلیت“ را کنترل کند. آیا مرحله‏ی پنهانی تنها گزینه‏ی منطقی است؟ ما این مساله را در نظر می‏گیریم که تحلیل دقیق‏تر پالایه‏ها، گزینه‏های بهتری برای سازمان در خصوص پالایه‏های ذهنی متفاوت فراهم می‏سازد.
۴ـ پالایه‏ها در فرایند راهبرد
پالایه‏های علایم ضعیف همان گونه که پیش از این گفته شد، می‏توانند به روش‏های چندگانه و مختلف بر فرایند تصمیم‏سازی اثر بگذارند. ما با هدف توسعه‏ی الگوی خود به توصیف این نفوذها در دو جنبه و بعد ساختار خود می‏پردازیم: گستره و عمق پالایه. گستره‏ی یک پالایه به مفهوم آن است که آن پالایه (یا الگوی ذهنی) یاد شده پذیرای انواع مختلف علایم یا اندیشه‏ها است. عمق نیز به مفهوم آن است که پالایه قادر به تحلیل و شرح جزییات علایم دریافتی است.
تعاریف:
پهنا یا گستره به مفهوم قابلیت و توانمندی پالایه برای تولید تنوع شناختی علایم مرتبط است.
عمق به مفهوم قابلیت و توانمندی فیلتر پالایه برای اطلاعات معنادار و قابل تعمق در طبقه‏بندی‏های محتوایی است. عمق مبتنی بر فرایندهای استدلال اطلاع رسانی و معنابخشی متمرکز بر علایم مرتبط است. مفاهیم کلیدی در این تعاریف عبارتند از: تنوع شناختی، ارتباط، اطلاعات جدید و معنابخشی. پیش از این معنابخشی را توصیف کردیم. باور ما بر آن است که معیار و اقدام عملیاتی تنوع شناختی یک پالایه‏ی آن است که علایم کسب شده به بسیاری از طبقه‏بندی‏های محتوایی تعلق دارند. ارتباط بدان معنا است که بازیگری (فرد، سازمان و غیره) که به پالایش علایم می‏پردازد، در می‏یابد که این موضوع برای عنوان مورد نظر دارای اهمیت است. یک پالایه‏ی گسترده، علایم زیادی را برای بازیگر عرصه‏ی راهبردی فراهم می‏سازد که در پرتو تحولات آینده باید در نظر گرفته شوند. پالایه‏های گسترده همچنین علایم زاید یا مزاحم (نویز) را نیز گردآوری می‏کنند که البته مساله‏ای مهم در هنگام سرریز اطلاعات است.
پهنا و گستره‏ی پالایه‏ها با استفاده از تعبیر آنسوف بدان معنا است که پالایه‏ی ذهنی، تنوع گسترده و بزرگی از علایم را برای بازیگر فراهم می‏‏سازد. گرچه تعریف و توصیف علامت پس از گذر از پالایه‏ی ذهنی فرد بالنسبه آسان است، اما هنگامی که سازمان به طور واقعی یک علامت را درک می‏کند، تعریف آن آسان نیست. تعریف عملیاتی این فرایند آن است که علامت در فرایند ارزیابی علایم توسط سازمان ارایه شده و برای بررسی مورد پذیرش قرار می‏گیرد. در عمل، بسیاری و یا شاید حتا اغلب علایم واقعاً مهم هرگز وارد هیچگونه فرایند رسمی نمی‏شوند. عمق پالایه وابسته به پالایه‏های ذهنی، ماهیت و شمار مراحل فرایند معنابخشی است. آن‏ها توجه بازیگر را به علایم معنادار جلب می‏کنند. کینه‏ی در نظر گرفتن علامت بنا بر عقیده‏ی آنسوف [۴، صفحه‏ی ۳۵۳] عبارت است از: ”این باور که نوعی ناپایداری در راه است“. ظرفیت محدود کنترل و نگهداری اطلاعات نیاز به آن دارد که فرایندهای عمق‏ بخشی پالایه بر روی علایمی متمرکز شوند که دارای محتوای اطلاعاتی قابل ملاحظه برای سازمان هستند. ما می‏توانیم محتوای اطلاعات یک علامت یا اطلاعات جدید تولیدی را تعریف کنیم که علاوه بر ارتباط با علامت، بر ارزش شگفت‏انگیز و غیر منتظره‏ی آن برای بازیگر بستگی دارد.
همان گونه که پیش از این گفته شد، بخش عمده یا حتا اغلب فرایند پالایش علایم ضعیف در سازمان‏هایی روی می‏دهد که فاقد یک فرایند صریح و آشکار یا هدایت شده هستند. به هر حال، برای آن که فرایندهای صریح راهبرد سازمانی کارآمدتر شوند، مهم است که بر فرایندهای موجد پهنا و عمق پالایه‏ها نگریسته شود. گزاره‏های ذیل به طرح مسایلی در این خصوص می‏پردازند که چگونه فرایندهای توجیه، موجب ایجاد گستره و عمق پالایه‏ها می‏شوند.
متغیرهای وابسته در پژوهش تجربی توصیف شده‏ی ذیل، پهنا و عمق پالایه‏ها هستند. معیار عملیاتی پهنا، تنوع توصیف‏ها است. عمق مباحثه با غنای تشریحی/ روایی و طول زنجیره‏های بحث اندازه‏گیری می‏شود.
متغیرهای وابسته‏ی ساختار که باید توصیف شوند عبارتند از:
·      حوزه‏ی توجیه
·      پیش‏نیازهای بحث
·      شمار سطوح تحلیل
·     شکل و ساختار پردازش (پردازش مجازی یا بین افراد)
گزاره یک: حوزه‏ی باز توجیه، موجب افزایش پهنای پالایه می‏شود.

پالایه‏ی علایم ضعیف: مانعی بر سر راه آینده‏نگاری (بخش دوم)
 [ دکتر سعید خزائی ]  
آنسوف با استفاده سه مفهوم به توصیف ساختار پالایه‏ی خود می‏پردازد [۴]. پالایه‏ی نظارت شامل روش‏شناسی و روش‏های تحلیل مورد استفاده در کسب اطلاعات است. هنگامی که علامت از این پالایه گذر می‏کند، شناسایی شده و از یک پالایه‏ی ذهنی گذر می‏کند که شباهت زیادی به الگوی ذهنی مورد اشاره در پاراگراف‏های بالا دارد. آخرین پالایه، پالایه‏ی قدرت است که از یک سو، الگو‏های ذهنی با نفوذ در یک سازمان را نشان می‏دهد و از سوی دیگر، هنگامی که یک علامت ضعیف به چالش با ساختار قدرت سازمان می‏پردازد، فعال خواهد بود. پالایه‏ی قدرت کار می‏کند، در نتیجه مدیرانی که اهمیت آن‏ها به وسیله‏ی ناپایداری تازه کاهش می‏یابد، در مسیر چشم‏پوشی و/یا ایجاد تاخیر در این اطلاعات حیاتی می‏کوشند. این مدیران اغلب از سنت سازمان پیروی می‏کنند (شکل ۱).
ساختار پالایه به خوبی به توصیف نقش و تلاش الگو‏های ذهنی، برای انعطاف‏پذیری راهبردی شرکت می‏پردازد. درک این مساله بسیار مهم است که انواع بسیار متفاوتی از پالایه‏های ذهنی می‏تواند در یک سازمان وجود داشته باشد. این مساله به‏ویژه هنگامی روی می‏دهد که یک پارادایم فناورانه‏ی جدید در حال ظهور است. کارهای نظری و کیفی برجسته و فراوانی پیرامون ظهور یک پارادایم فناورانه‏ی جدید از گذشته در دسترس قرار دارد. دباکر و راپا [۱]  [20] معتقد هستند که پارادایم فناورانه در دو مرحله ظاهر می‏شود: پنهانی (قاچاقی) و آشکار و پرهیاهو.
در دوران پنهانی، تنها شمار اندکی از دیده‏بانان علایم ضعیف به حوزه‏ی پارادایم فناورانه در حال ظهور پاسخ می‏گویند. افراد هم تراز، اشتیاق و رغبت درک آن را ندارند و اغلب معتقدان به آن با انتقاد شدیدی روبرو می‏شوند. برای مثال، آن‏ها در تامین هزینه‏ی کافی دشواری‏هایی دارند که ناشی از پالایه‏های ذهنی افراد قدرتمند (پالایه‏ی قدرت) و پالایه‏های ذهنی افراد مخالف است. مرحله‏ی پنهانی، این قدرت و مزیت را به تحقیقات نوپا می‏دهد که بدون دانش کامل و برانگیختن انتقاد مدیران حرکت کرده و به نقطه‏ای برسد که امید و چشم‏انداز آن اندیشه‏ای روشن و آشکار باشد. برای مدیران ضروری و منطقی است که این مرحله را بپذیرند، زیرا اغلب با پایان این دوره مرحله‏ی آشکار و پرهیاهو ظاهر می‏شود. در یک دوره‏ی زمانی کوتاه، پالایه‏های ذهنی تغییر می‏کند و شرکت‏هایی که فرصت بررسی و پایش مرحله‏ی پنهانی را داشته‏اند، در مناسب‏ترین موقعیت قرار می‏گیرند. نکته‏ی کلیدی در کاربست علایم ضعیف در یک سازمان آن است که چگونه باید ”پالایه‏های ذهنی اقلیت“ را کنترل کند. آیا مرحله‏ی پنهانی تنها گزینه‏ی منطقی است؟ ما این مساله را در نظر می‏گیریم که تحلیل دقیق‏تر پالایه‏ها، گزینه‏های بهتری برای سازمان در خصوص پالایه‏های ذهنی متفاوت فراهم می‏سازد.
۴ـ پالایه‏ها در فرایند راهبرد
پالایه‏های علایم ضعیف همان گونه که پیش از این گفته شد، می‏توانند به روش‏های چندگانه و مختلف بر فرایند تصمیم‏سازی اثر بگذارند. ما با هدف توسعه‏ی الگوی خود به توصیف این نفوذها در دو جنبه و بعد ساختار خود می‏پردازیم: گستره و عمق پالایه. گستره‏ی یک پالایه به مفهوم آن است که آن پالایه (یا الگوی ذهنی) یاد شده پذیرای انواع مختلف علایم یا اندیشه‏ها است. عمق نیز به مفهوم آن است که پالایه قادر به تحلیل و شرح جزییات علایم دریافتی است.
تعاریف:
پهنا یا گستره به مفهوم قابلیت و توانمندی پالایه برای تولید تنوع شناختی علایم مرتبط است.
عمق به مفهوم قابلیت و توانمندی فیلتر پالایه برای اطلاعات معنادار و قابل تعمق در طبقه‏بندی‏های محتوایی است. عمق مبتنی بر فرایندهای استدلال اطلاع رسانی و معنابخشی متمرکز بر علایم مرتبط است. مفاهیم کلیدی در این تعاریف عبارتند از: تنوع شناختی، ارتباط، اطلاعات جدید و معنابخشی. پیش از این معنابخشی را توصیف کردیم. باور ما بر آن است که معیار و اقدام عملیاتی تنوع شناختی یک پالایه‏ی آن است که علایم کسب شده به بسیاری از طبقه‏بندی‏های محتوایی تعلق دارند. ارتباط بدان معنا است که بازیگری (فرد، سازمان و غیره) که به پالایش علایم می‏پردازد، در می‏یابد که این موضوع برای عنوان مورد نظر دارای اهمیت است. یک پالایه‏ی گسترده، علایم زیادی را برای بازیگر عرصه‏ی راهبردی فراهم می‏سازد که در پرتو تحولات آینده باید در نظر گرفته شوند. پالایه‏های گسترده همچنین علایم زاید یا مزاحم (نویز) را نیز گردآوری می‏کنند که البته مساله‏ای مهم در هنگام سرریز اطلاعات است.
پهنا و گستره‏ی پالایه‏ها با استفاده از تعبیر آنسوف بدان معنا است که پالایه‏ی ذهنی، تنوع گسترده و بزرگی از علایم را برای بازیگر فراهم می‏‏سازد. گرچه تعریف و توصیف علامت پس از گذر از پالایه‏ی ذهنی فرد بالنسبه آسان است، اما هنگامی که سازمان به طور واقعی یک علامت را درک می‏کند، تعریف آن آسان نیست. تعریف عملیاتی این فرایند آن است که علامت در فرایند ارزیابی علایم توسط سازمان ارایه شده و برای بررسی مورد پذیرش قرار می‏گیرد. در عمل، بسیاری و یا شاید حتا اغلب علایم واقعاً مهم هرگز وارد هیچگونه فرایند رسمی نمی‏شوند. عمق پالایه وابسته به پالایه‏های ذهنی، ماهیت و شمار مراحل فرایند معنابخشی است. آن‏ها توجه بازیگر را به علایم معنادار جلب می‏کنند. کینه‏ی در نظر گرفتن علامت بنا بر عقیده‏ی آنسوف [۴، صفحه‏ی ۳۵۳] عبارت است از: ”این باور که نوعی ناپایداری در راه است“. ظرفیت محدود کنترل و نگهداری اطلاعات نیاز به آن دارد که فرایندهای عمق‏ بخشی پالایه بر روی علایمی متمرکز شوند که دارای محتوای اطلاعاتی قابل ملاحظه برای سازمان هستند. ما می‏توانیم محتوای اطلاعات یک علامت یا اطلاعات جدید تولیدی را تعریف کنیم که علاوه بر ارتباط با علامت، بر ارزش شگفت‏انگیز و غیر منتظره‏ی آن برای بازیگر بستگی دارد.
همان گونه که پیش از این گفته شد، بخش عمده یا حتا اغلب فرایند پالایش علایم ضعیف در سازمان‏هایی روی می‏دهد که فاقد یک فرایند صریح و آشکار یا هدایت شده هستند. به هر حال، برای آن که فرایندهای صریح راهبرد سازمانی کارآمدتر شوند، مهم است که بر فرایندهای موجد پهنا و عمق پالایه‏ها نگریسته شود. گزاره‏های ذیل به طرح مسایلی در این خصوص می‏پردازند که چگونه فرایندهای توجیه، موجب ایجاد گستره و عمق پالایه‏ها می‏شوند.
متغیرهای وابسته در پژوهش تجربی توصیف شده‏ی ذیل، پهنا و عمق پالایه‏ها هستند. معیار عملیاتی پهنا، تنوع توصیف‏ها است. عمق مباحثه با غنای تشریحی/ روایی و طول زنجیره‏های بحث اندازه‏گیری می‏شود.
متغیرهای وابسته‏ی ساختار که باید توصیف شوند عبارتند از:
·      حوزه‏ی توجیه
·      پیش‏نیازهای بحث
·      شمار سطوح تحلیل
·     شکل و ساختار پردازش (پردازش مجازی یا بین افراد)
گزاره یک: حوزه‏ی باز توجیه، موجب افزایش پهنای پالایه می‏شود.

پالایه‏ی علایم ضعیف: مانعی بر سر راه آینده‏نگاری (بخش دوم)

ارسال نظر برای این پست بسته است.