پایگاه اینترنتی آینده پژوهی

اقتصاد دانش محور

68

ریچارد هریس در مقاله، اقتصاد دانش محور  به بحث پیرامون، خواستگاه های اقتصاد دانش محور (KBE) می پردازد و سپس تئوری های اقتصادی  که این دیدگاه را تقویت می کند بیان می دارد. KBE یک پارادایم اقتصادی فراصنعتی است که در سال ۱۹۸۰ به وجود آمد، که بر ایجاد و گسترش دانش به عنوان مشوق اصلی رشد اقتصادی تمرکز داشت. هدف این مقاله بیان این نکته است که بیان کند چرا KBE توجه زیادی را به خود جلب کرده است و چه مفهوم تازه ای را در خود مستتر دارد، و چرا سبب توسعه سریعتر اقتصادی می شود. دو دیدگاه دیگر از KBE وجود دارد، اقتصاد بدون حجم  و اقتصاد اطلاعاتی   که اولی بر تمرکز اقتصاد بر بدون مواد اولیه بودن و دومی بر نقش ارتباطات در تکنولوژی نوین می پردازد. این دیدگاه مبتنی است بر دانش به عنوان یک ورودی کمیاب نظیر سایر مواد اولیه، نئو کلاسیک ها سه دلیل را برای رشد اقتصادی در این پارادایم بر می شمارند: خلق دانش یک سرمایه گذاری است، بر بهره وری دیگر ورودی ها تاثیرگزار است و سوم دانش در طول زمان به عنوان یک منع انباشته می شود. این تحقیق ۵ فرضیه را بررسی می کند که به نتایج ذیل می رسد: ۱٫ دانش سبب شکل گیر کارها، مشاغل و ثروت نوین می شود، پس سبب رشد اقتصادی می شود.۲٫ فرایند منطقی برای تولید دانش وجود دارد که وروری دانشی را به خروجی دانشی تبدیل می کند.۳٫ دانش به مکان ها و زمان های دیگر سر ریز دارد.۴٫ پتنت ها باید به عنوان ثروت لحاظ شوند و ۵٫بخش دولتی باید شاه راه اطلاعاتی و تولید دانش را مدیریت کند.
۲- لرنج و کنترکتور در مقاله ، خود به شناسایی عوامل محیطی و قانونی می پردازد که شرایط را برای همراستایی  بهبود می دهد. همراستایی (هماهنگی و همکاری میان سازمان ها و بخش ها نظیر، لایسنس، زنجیره تامین و ) در اقتصاد مبتنی بر دانش بسیار بهتر از اقتصاد مبتنی بر مواد اولیه است. این همراستایی مبتنی است بر شخصی سازی، انعطاف، پاسخ سریع، خارجی سازی  و روان سازی  زنجیره تامین. ۳۵% رشد اقتصادی بین سال های ۱۹۹۸- ۱۹۹۵ به خاطر فناوری اطلاعات بوده است.

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.